تبليغاتX
هللویا هللویا هللویا

چرا عيسى؟  بعضى‏ها فكر مى‏كنند كه عيسى مسيح را بزرگتر از آنچه هست، جلوه مى‏دهيم. آنها قائل به اين مطلبند كه او با ساير پيامبران الهى فرقى ندارد و با آنها هم رده است! ما فقط آنچه را كه خدا در مورد وى گفته است بيان مى‏كنيم. ما او را بزرگ نمى‏كنيم بلكه او خود بزرگ است. در اين قسمت از شما دعوت مى‏كنيم تا با قلبى صادق به نكاتى كه به سولات موجود پيرامون عيساى بى‏نظير پاسخ مى‏دهد به دقت تمام توجه نماييد:
 1- تولد عيسى بى‏نظير بود!
 2- نام عيسى، نامى معمولى نيست!
 3- القاب او بى‏مانند است!
 4- معجزات و تعليمات عيسى بى‏مثال است!
 5- بهايى كه او براى گناه انسانها پرداخت حيرت آور است!
 6- برخاستن او از مردگان بى‏نظير است!
 7- و بالاخره اينكه پيغام او براى جهان بى‏همتا است!
 چرا خدا در ميان تمام انسانهايى كه‏بدنياآمده اندتنها درتولد عيسى مسيح متفاوت عمل كرد؟اگرماخوب فكركنيم متوجه خواهيم شد كه به دليل مسؤليت بزرگى كه خدا بردوش مسيح نهاده بود او نبايد كوچكترين اثرى از گناه را در خود ميداشت و به همين خاطر خداى قدوس اجازه داد تا مسيح به گونه‏اى متفاوت پاى به جهان بنهد. 
زمانى كه جبرائيل مريم را ملاقات كرد از طرف خدا برايش دستورى آورد. او به مريم گفت كه نام اين طفل را عيسى بگذارد. همچنين زمانى كه فرشتگان آسمان پيغام تولد عيسى را به شبانان رساندند به آنها گفتند كه مسيح خداوند به دنيا آمده است و به همين دليل است كه ما او را بنام عيسى مسيح مى‏شناسيم. نام عيسى در زبان مردمانيكه آن زمان بدان صحبت مى‏كردند - زبان عبرى - به معناى نجات‏دهنده است و مسيح نيز يعنى برگزيده پس معناى نام عيسى مسيح كه توسط خدا براى او انتخاب شده بود نجات دهنده‏ى برگزيده مى‏باشد. چرا دربين تمامى پيام آوران الهى خدا فقط او را شايسته‏ى چنين نامى مى‏داند؟ زيرا پيامبران تنها وظيفه‏ى راهنمايى مردم را داشتند لكن وظيفه نجات تنها بر دوش عيسى بود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 14:4 توسط سپنتا |

سلام

کریسمس روز تولد منجی مون رو به همه ی عزیزان مسیحی و تمامی دوستان خوبم با تمام وجودم تبریک میگم

برادران و خواهران خوبم در مسیح سالی خوب و پربار همراه با شادی و ایمان در عیسی مسیح آرزو مندم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 15:1 توسط سپنتا |

متی باب ۲۵ آیات ۳۱ تا ۴۶ «امّا چون‌ پسر انسان‌ در جلال‌ خود با جميع‌ ملائكه‌ مقدّس‌ خويش‌ آيد، آنگاه‌ بر كرسي‌ جلال‌ خود خواهد نشست‌، ۳۲  و جميع‌ امّت‌ها در حضور او جمع‌ شوند و آنها را از همديگر جدا مي‌كند، به‌ قسمي‌ كه‌ شبان‌ ميشها را از بزها جدا مي‌كند.۳۳ و ميشها را بر دست‌ راست‌ و بزها را بر چپ‌ خود قرار دهد. ۳۴ آنگاه‌ پادشاه‌ به‌ اصحاب‌ طرف‌ راست‌ گويد: "بياييد اي‌ بركت‌ يافتگان‌ ازپدر من‌ و ملكوتي‌ را كه‌ از ابتداي‌ عالم‌ براي‌ شما آماده‌ شده‌ است‌، به‌ ميراث‌ گيريد. ۳۵ زيرا چون‌ گرسنه‌ بودم‌ مرا طعام‌ داديد، تشنه‌ بودم‌ سيرآبم‌ نموديد، غريب‌ بودم‌ مرا جا داديد،۳۶ عريان‌ بودم‌ مرا پوشانيديد، مريض‌ بودم‌ عيادتم‌ كرديد، در حبس‌ بودم‌ ديدن‌ من‌ آمديد."۳۷ آنگاه‌ عادلان‌ به‌ پاسخ‌ گويند: "اي‌ خداوند، كي‌ گرسنه‌ات‌ ديديم‌ تا طعامت‌ دهيم‌، يا تشنه‌ات‌ يافتيم‌ تا سيرآبت‌ نماييم‌،۳۸ يا كي‌ تو را غريب‌ يافتيم‌ تا تو را جا دهيم‌ يا عريان‌ تا بپوشانيم‌،۳۹ و كي‌ تو را مريض‌ يا محبوس‌ يافتيم‌ تا عيادتت‌ كنيم‌؟" ۴۰ پادشاه‌ در جواب‌ ايشان‌ گويد: "هرآينه‌ به‌ شما مي‌گويم‌، آنچه‌ به‌ يكي‌ از اين‌ برادران‌ كوچكترين‌ من‌ كرديد، به‌ من‌ كرده‌ايد."
۴۱ «پس‌ اصحاب‌ طرف‌ چپ‌ را گويد: "اي‌ ملعونان‌، از من‌ دور شويد در آتش‌ جاوداني‌ كه‌ براي‌ ابليس‌ و فرشتگان‌ او مهيّا شده‌ است‌. ۴۲ زيرا گرسنه‌ بودم‌ مرا خوراك‌ نداديد، تشنه‌ بودم‌ مرا آب‌ نداديد،  ۴۳  غريب‌ بودم‌ مرا جا نداديد، عريان‌ بودم‌ مرا نپوشانيديد، مريض‌ و محبوس‌ بودم‌ عيادتم‌ ننموديد."  ۴۴  پس‌ ايشان‌ نيز به‌ پاسخ‌ گويند: "اي‌ خداوند، كي‌ تو را گرسنه‌ يا تشنه‌ يا غريب‌ يا برهنه‌ يا مريض‌ يا محبوس‌ ديده‌، خدمتت‌ نكرديم‌؟" ۴۵آنگاه‌ در جواب‌ ايشان‌ گويد: "هرآينه‌ به‌ شما مي‌گويم‌، آنچه‌ به‌ يكي‌ از اين‌ كوچكان‌ نكرديد، به‌ من‌ نكرده‌ايد." ۴۶ و ايشان‌ در عذاب‌ جاوداني‌ خواهند رفت‌، امّا عادلان‌ در حيات‌ جاوداني‌.»

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عزیزان من وبلاگی جدید ایجاد کردم و امیدم به اینه که اونجاهم بامن باشید و تنهام نگذارید

البته این وبلاگم پابرجاست و بازهم آپ میشه

اینم وبلاگم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:13 توسط سپنتا |

گفتند عیده

کردند دعایی

زدند لبخند

خونی چکیدو

جنایت را دیدم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 23:13 توسط سپنتا |

happy birth day sepanta

کسی که دوسش دارم نیست پس خودم برا خودم می خونم: تولد تولد تولدم مبارک٬ مبارک مبارک تولدم مبارک

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 10:18 توسط سپنتا |

خداوند است کوشبانیست مرا                                 هرلحظه هر جا سلامیست مرا

هر لحظه هر دم دعاییست مرا                                 هرسکوت شب صفاییست مرا

                                       هردم برویت نگاهیست مرا

 

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 12:56 توسط سپنتا |

بزرگ بود

 و از اهالی امروز بود

و با تمام افق های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید

...........................................................................................................................................

سهراب ٫استاد خوبم تولدت مبارک

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 12:37 توسط سپنتا |

یوحنا باب ۱ آیات ۱- ۵: در ابتدا كلمه‌ بود و كلمه‌ نزد خدا بود و كلمه‌ خدا بود.۲ همان‌ در ابتدا نزد خدا بود. ۳ همه‌ چيز به‌ واسطه‌ او آفريده‌ شد و به‌ غير از او چيزي‌ از موجودات‌ وجود نيافت‌. ۴ در او حيات‌ بود و حيات‌ نور انسان‌ بود.۵ و نور در تاريكي‌ مي‌درخشد و تاريكي‌ آن‌ را درنيافت‌.

یوحنا باب ۱ آیه ۱۴: و كلمه‌ جسم‌ گرديد و ميان‌ ما ساكن‌ شد، پُر از فيض‌ و راستي‌؛ و جلال‌ او را ديديم‌، جلالي‌ شايسته‌ پسر يگانه‌ پدر.

کولسیان باب ۱ آیه ۱۵- ۱۸ : و او صورت‌ خداي‌ ناديده‌ است‌، نخست‌زاده‌ تمامي‌ آفريدگان‌. ۱۶ زيرا كه‌ در او همه‌ چيز آفريده‌ شد، آنچه‌ در آسمان‌ و آنچه‌ بر زمين‌ است‌ از چيزهاي‌ ديدني‌ و ناديدني‌ و تختها و سلطنتها و رياسات‌ و قوّات‌؛ همه‌ بوسيله‌ او و براي‌ او آفريده‌ شد.۱۷ و او قبل‌ از همه‌ است‌ و در وي‌ همه‌چيز قيام‌ دارد.۱۸ و او بدن‌ يعني‌ كليسا را سر است‌، زيرا كه‌ او ابتدا است‌ و نخست‌زاده‌ از مردگان‌ تا در همه‌چيز او مقدّم‌ شود. 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:35 توسط سپنتا |

    سلااااااااااااااااااااااااام من دوباره اومدم
وای نمیدونین چقدر خوشجالم
                                                                   ×××
ثانیه میشکند
صدایش زیباست
سالهاست که میخواند اما
بین این لحظه های تنهایی
سالهاست که من زندانیم
نه نور امیدی
نه امید پر زدن
سالهاست که اینجا پر شکسته حیران نشسته ام
                                                  
 سپنتا

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 11:16 توسط سپنتا |

سلام

ببخشید که نبودم نتم خراب بود نتونستم بیام...شماهم که سنگ تموم گذاشتین با نظرهاتون

میگن خدا بهترین هدیه اش رو به بهترین بنده اش میده پس چرا تورو به من داد؟ ولی حالا مگه من چه گناهی کردم که تورو ازم گرفت؟

وای نمیدونین چقدر دلم میخواست آزاد شم.آزاد شم و بپرم.برم پیش پدرم تنها صاحبم تنها نگهدارنده ی حقیقیم! وای که چقدر دلم برای دیدنش بی تابه!چقدر خوب بود که زندگی منم مث خیلیای دیگه تموم میشد!فقط و فقط به خاطر این آیه الان اینجام و دارم نفس میکشم: "آیا نمیدانید که بدن شما معبد روح القدوس است که در شماست و آن را از خدا یافته اید و دیگر ازآن خود نیستید؟اول قرنتیان 19,20:6

پدر باور کن پسر کوچولوت دیگه طاقت نداره!پدر پسر کوچیکت دیگه دست کیو بگیره بجز تو؟؟؟مهربانترینم تشنه ام.تشنه ی تو.تشنه ی دیدار تو!!!

دوستای خوبم یه خواهش دارم اگه میشه تو دعاتون منو فراموش نکنین بخدا خیلی محتاجم!!

زندگی سرسره است

می کَنی دل از خاک

پله پله تا اوج

میروی تا پرواز

بعد ازآن بالا میخوری سر آرام

ذره ذره تا خاک...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:25 توسط سپنتا |